كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

425

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ پس اگر بازآورد ترا خداى به مدينه إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ بسوى گروهى از منافقان متخلّف فَاسْتَأْذَنُوكَ پس دستورى طلبند از تو لِلْخُرُوجِ براى بيرون آمدن به غزوه ديگر بعد از تبوك فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا پس بگو بيرون هرگز نمىآئيد خبرست بمعنى نهى يعنى بيرون مىآئيد مَعِيَ با من أَبَداً هرگز وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ و كارزار مكنيد در مصاحبت من عَدُوًّا دشمنى را إِنَّكُمْ به درستى كه شما رَضِيتُمْ خرسند شديد بِالْقُعُودِ به نشستن و تخلف كردن أَوَّلَ مَرَّةٍ اوّل بار يعنى در غزوه تبوك فَاقْعُدُوا پس بنشينيد ديگرباره مَعَ الْخالِفِينَ با بازپس‌ماندگان كه قابليت كارزار ندارند چون زنان و كودكان چه جهاد كار مردان مرد و مبارزان ميدان نبردست از هر تردامنى اين كار نيايد و نامرد بىدرد مبارزت معركه مجاهدت را نشايد بيت يا برو همچون زنان رنگى و بويى پيشه گير * يا چو مردان اندر آئى و گوئى در ميدان فگن آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه ص در مرض ابن ابى به عيادت وى رفت و او از ان حضرت ص التماس كرد كه پيراهن خود عطا فرماى تا كفن من سازند و بدفن من حاضر شده بر من نمازگزار و مرا آمرزش طلب كن حضرت ص دو پيراهن پوشيده بود پيراهن بالينه مبارك خود بوى داده و به جنازه وى حاضر شده خواست كه نماز گذارد فاروق رض در ان باب اضطراب بسيار نمود و مساوى او با ياد حضرت مىداد و منع بسيار مىكرد آخر آن حضرت ص از كمال لطفى كه داشت عازم شد بر آنكه نماز برو بگذارد آيت آمد و گويند بعد از آنكه نماز گذارده بود نازل شد وَ لا تُصَلِّ و نماز مگذار عَلى أَحَدٍ بر هيچ يك مِنْهُمْ ماتَ از منافقان كه بميرد أَبَداً هرگز ابدا ظرف لا تصل باشد و گفته‌اند ظرف ماتست يعنى چون كسى بر كفر بميرد احياى او براى تعذيب است نه براى تمتع پس كانه كه همان مرده است و ابدا بر همان حال خواهد بود وَ لا تَقُمْ و ماليست عَلى قَبْرِهِ بر سر گور وى براى دفن يا زيارت يا دعا و استغفار إِنَّهُمْ به درستى كه منافقان كَفَرُوا بِاللَّهِ كافر شدند به خداى كه شرك آوردند وَ رَسُولِهِ و بفرستاده وى كه فرمانبردارى نه كردند وَ ماتُوا و بمردند وَ هُمْ فاسِقُونَ و حال آنكه ايشان بيرون‌رفتگانند از طريق ايمان وَ لا تُعْجِبْكَ و بايد كه ترا متعجب نسازد مراد امت‌اند و خطاب به آن حضرتست ص يعنى در عجب نيندازد شما را أَمْوالُهُمْ مالهاى منافقان اگرچه بسيارست وَ أَوْلادُهُمْ و فرزندان ايشان اگرچه قوى و با اقتداراند إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ جز اين نيست كه مىخواهد خداى أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها آنكه عذاب كند ايشان را بدان فِي الدُّنْيا در دنيا كه بسبب جمع مال و محافظت آن پيوسته در رنج و تعب باشند براى رونق احوال اولاد و در تهيّه اسباب معاش ايشان همواره محنت و مشقت مىكشند وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ و بيرون رود روحهاى ايشان به حسرت تمام وَ هُمْ كافِرُونَ و ايشان كافران باشند يعنى بر كفر ازين جهان بروند درويشى مىگفت اغنيا اشقىالاشقياءاند مال دنيا جمع مىكنند بانواع پريشانى و زحمت و نگاه مىدارند باصناف بليت و مشقت و به آخرت مىروند و مىگذارند به صدهزار حسرت و ندامت قطعه در اوّل چو خواهى كنى مال جمع * بسى رنج بر خويش بايد گماشت پس از بهر آن تا بماند بجاى * شب و روز بايدت پاس داشت درين جمله آن حال مشكل‌تر است * كه آخر به حسرت ببايد گذاشت .